طُ...

ما...
از فصل هاي بيشمار زندگى گذشتيم
از تاريخ با يكديگر بودن
از لحظه هاي با ديگرى بودن
از روزگار پر حسرتِ نبودن، گذشتيم
ما...
از دست ها
از چشم ها
از آرزوها
از خودمان گذشتيم
امروز...
از پسِ ابهامِ ساليان
بي هيچ انتظارى
ميانِ سايه ها،
مردي را ديده ام شبيه ِتو
ميانِ آدمها،
سايه اي را ديده اي شبيهِ من
امروز...
از خاطرات هم گذشتيم
... و شبيه گذشته هامان، دوباره رفتيم

نيكى فيروزكوهي
📕خداحافظ اگر بازنگشتم
دیدگاه ها (۱)

عشق...

زندگی...

پاییز...

زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط